مطالب

صفحه اصلي سايت نيك انديشان

بایگانی مطالب نوشته شده در وبلاگ

هدف از تشکیل گروه نیک اندیشان

گزارش میتینگ

اعلان میتینگ

مبارزه / نهضت خوبان

همراهان

. آرزو

. باران

. برديا

. مهشاد

. سعید

. دليا

. رضا

. ناهيد

. فائزه

. حميد

. فريبرز

. فروغ

. قاسملو

. مهديه

. آرين

. اعظم

. ايمان

. ژيلا

. Kiaye Nabi

. Samira

. مهرناز

. مهرناز

. ميثم

. نيلوفر

. مينا

. فرشاد

. مصطفي

. فاطمه

. نگین

. سارا

. پويا

. رادي

. شيدا

. راضیه

. سعيده

. ساسان

. شهاب

. سينا

. سياوش

. هادي

. سولماز

. سمیه

. منصور

. یوسف

. وديعه

. الهام

. شيوا

. هدا

. زهرا

 

معرفی چند وبلاگ

سرزمین رویایی
نکته ها!
زوربا
ماه نقره ای
مسافر آنسو
بازمانده
بی نام بی پایان
زهرا
خاتون
آبی آسمانی
همه یه نفر
جدال با خاموشی
من لیلی - کو مجنون
یه مریم دست و پا چلفتی
انگوری
گاه نامه آبی
خوشحال ترین خوشحال
حرف های دوستانه
جایی همین نزدیکی
خط خطی های دفترم
نی نی جون
سلام هموطن
پدر خوانده
منم آن پرنده که تنها گناهش پرواز است
ترنم
در مه
گلابتون خانومی

 

از قهوه خانه تا باشگاه

نوشته شده در روز: يکشنبه  21  تير ماه  1388 -- ساعت : 00:06

  در دوران نه چندان دور که هنوز تکنولوژی رشد نکرده بود در ايران در شهر ها و روستاها اکثر آقايان بعد از کار ، عصرها در قهوه خانه ها جمع می شدند و در مورد مسائل مختلف شهر و روستا با هم صحبت می کردند. در بعضی قهوه خانه ها هم نقالی بود که داستان های شاهنامه يا کتاب های ديگر را نقل می کرد. خانم ها هم در آن دوران در کوچه ها در فرصت هايی که به دست می آمد کنار درب منازلشان می نشستند و با همسايه ها تبادل نظر می کردند.
   
    در کشورهای اروپايی نيز مکان هايی به عنوان کافه ها و بارها برای حضور وجود داشت که اکثر آقايان و برخی خانم ها در آنجا حضور پيدا می کردند و خود را با گپ زدن و نوشيدن و موسيقی سرگرم می کردند يا غذايی صرف می شد. در اين کشورها اعيان و خواص به بارها مراجعه نمی کردند و در خانه همديگر حضور می يافتند و گپ می زدند. البته به مرور که رستوران های مجلل پديد آمد اعيان نيز با مراسم خاص خود برای صرف شام مراجعه می کردند. اما رستوران هايی که بار داشتند همچنان برای حضور عموم بودند.
   
    به مرور که زندگی ماشينی می شد ، نوع موسيقی در اين کافه ها و بارها تغيير کرد و در ايران راديو جای نقالی را گرفت.
   
    در اروپا اعيان برای مداومت حضور خود، مکان هايی را تدارک ديدند که همچون کافه های عمومی بود اما برای خواص بود و نياز به عضويت داشت. با اين روش ، آنها نيز می توانستند در مکان های مشخصی حضور داشته باشند و گپ بزنند و تبادل نظر کنند. اين مکان ها کلاب يا کلوپ ناميده شدند. که در ايران فرهنگستان زبان فارسی عنوان باشگاه را به معنی جای بودن و حضور به اين نوع مکان ها اطلاق کرد.
    اين باشگاه ها در اوايل تشکيل، مردانه بودند و عضو زن نداشتند که بعد ها باشگاه های مختلط نيز ايجاد شد. اين باشگاه ها با عنوان ها و اهداف مختلفی تشکيل می شدند و اعضای خاصی را می پذيرفتند. با گسترش علم و تکنولوژی و تغيير مشاغل و ايجاد اعتبارات شغلی جديد، باشگاه های مختص شغلی نيز ايجاد شدند. با گذشت زمان و تغيير شرايط ديگر باشگاه ها فقط به اعيان تعلق نداشتند، کارمندان يا افراد معتبر ديگر نيز در باشگاه ها عضو می شدند. برخی باشگاه ها فقط برای بودن تشکيل شده بودند و برخی با اهداف خاصی ايجاد شده بودند، اهدافی چون فرهنگ ، اقتصاد ، خيريه.
    در کتاب هشتاد روز دور دنيا نوشته ژول ورن در يک باشگاه اعيان در مورد سفر به دور دنيا شرط بندی می کنند و در يکی از داستان های شرلوک هلمز ، برادر شرلوک که جزو اعيان است باشگاه جديدی بنا کرده است که باشگاه سکوت نام دارد و افرادی که مايل نيستند صحبت کنند و فقط مايل هستند در جمع حضور داشته باشند و روزنامه بخوانند و نوشيدنی بنوشند عضو اين باشگاه می شوند.
   
    اين روش که روش بسيار مناسبی است که جايگزين کافه می شود چند حسن دارد؛ اول اينکه اعضا برای بقای باشگاه مبلغی پرداخت می کنند. دوم اين که افرادی که عضو اين باشگاه می شوند با ثبت نام ، تمام مشخصات خود را در اختيار باشگاه قرار می دهند که همه اعضا با اطمينان خاطر بيشتری در اين مکان ها حضور می يابند. سوم اينکه افرادی که در باشگاه هايی با اهداف مشخص عضو می شوند می دانند که می توانند با اعضای ديگر در موارد مشترکی تبادل نظر کنند و گپ بزنند.
   
    برخی باشگاه ها ترکيبی از بارها و رستوران ها و کلوب ها را طراحی کرده اند که هم غذا سرو می شود ، هم نوشيدنی و هم موسيقی دارند و بعضی از باشگاه ها ميز بيليارد هم دارند. اين نوع باشگاه ها همچون کافه ها هستند با اين تفاوت که عضو می پذيرند و بدون عضويت کسی وارد اين مکان ها نمی شود. اسم مهمان نيز با نام ميزبان او ثبت می شود و مسئوليت او با ميزبان است.
   
    اين نوع مکان ها و فرهنگ آن در اوايل سده 1300 وارد ايران شد و با حضور مستشاران در ايران اين باشگاه ها برای اعضای سفارت ها و دولتی ها تشکيل شدند.
   
   
    باشگاه انقلاب يکی از نمونه های اين نوع مکان ها هست که در ايران برای عموم ساخته شدند. اگر دقت شود با وجود اين که اين باشگاه پر از امکانات ورزشی است اما به آن عنوان ورزشگاه داده نشده و باشگاه ناميده می شود. چرا که با هدف بودن و حضور پيدا کردن تشکيل شده که انگيزه های حضور در اين باشگاه ، دويدن ، شنا کردن و ورزش های مختلف و يا حضور و نشستن و گپ زدن در کافه های اين باشگاه هستند.
   
    انسان موجودی اجتماعی است و از طريق اجتماع رشد می يابد. انسان همواره به دنبال روش هايی برای اجتماع و حضور در کنار هم بوده که اين باشگاه ها و کافه ها و ورزشگاه ها اين نياز را به شيوه مناسبی تامين می کنند.
   
    در اين عصر ماشين ، که ارتباط حضوری و فيزیکی انسان ها را کاهش می دهد ، ارتباط مجازی برای ادامه وجود ارتباط ايجاد شده اند که نمی توانند جايگزين حضور و جمع باشند. بنابراين برای انتقال فرهنگ و رشد افراد نياز است که باشگاه هايی ايجاد شوند تا اين نياز را تامين کنند.
   
    فرهنگسراها تا حدودی برآورنده اين نياز هستند اما برای سنين خاصی در نظر گرفته شده اند و نياز به فعاليت های خاص تعريف شده در آن فرهنگسراها باعث محدوديت شرکت کننده ها می شود و همه نمی توانند در آنها حضور يابند.
   
    گروه نيک انديشان نيز با هدف حضور و ارتقا تشکيل شده و باشگاه های مختلفی در درون خود پيش بينی کرده است. باشگاه نشست ها برای دور هم نشينی در نشست های هفتگی و تبادل نظر در نظر گرفته شده است. باشگاه کوه و گردش با دعوت دوستان به همراهی در کوه و گردش ها نياز با هم بودن و تشکيل اجتماعات را برآورده می کند. در حين اينکه هدف گروه نيک انديشان ارتقا شخصی با حضور در جمع است ، باشگاه ها روش اين گروه محسوب می شوند برای ايجاد انگيزه برای حضور و در کنار هم بودن و همراهی کردن هم با اهداف و مسئوليت پذيری مشخص.
   
    اميد که با همراهی هم و تشکيل باشگاه هايی برای حضور با روش مناسب برای انتقال داشته ها و استفاده بهينه از فرصت های زندگی و جلوگيری از اتلاف وقت جوان ها در خيابان ها يا گپ زدن های بی هدف ، گامی در جهت فرهنگ و رشد برداشته شود.
   


نوشته شده توسط سينا

نظرات (2)
سر صفحه

10 نوشته آخر وبلاگ

 تصميم خدا   ( نويسنده :  وديعه )              

 باور های غیر منطقی از نظر آلبرت الیس   ( نويسنده :  سينا )              

 بدنسازي و ذهن   ( نويسنده :  سينا )              

 بين خودمان   ( نويسنده :  سينا )              

 از قهوه خانه تا باشگاه   ( نويسنده :  سينا )              

 به نام نامي عشق   ( نويسنده :  ناهيد )              

 اخلاق نیک اندیشانی ..........چرا؟؟؟؟؟   ( نويسنده :  نگین )              

 درباره ی رمان اعتماد   ( نويسنده :  حميد )              

 اصل عدم قطعيت هايزنبرگ و ...   ( نويسنده :  هدا )              

 سقراطي بر سر چهار راه !!   ( نويسنده :  هدا )              

بایگانی نوشته های وبلاگ

Copyright 2004 © Nikandishan.org ®. All Rights Reserved. Powered by IranComputerShop.com ®