Right Click > Encoding > Unicode or UTF-8

 

 

 

آزادی به همراه مسئولیت و تعهد معنا می یابد.

www.Nikandishan.org

 پيشينه و روند شکل گيری گروه نيک انديشان

برای تشريح روند شکل گيری گروه لازم است که خودم رو معرفی کنم. سينا هستم ، مطالعه و عمل به يادگرفته ها رو دوست دارم تا به ساختاری که در ذهن دارم برسم. منظورم از مطالعه، يادگيری از طريق دقت در نوشته ها و اعمال و رفتارها و محيط هست. مطالعات من در شاخه های مختلف بوده و نظريه های متنوعی در رشته های مختلف  نيز دارم. علاقه پايه ای من به کيهان و انسان و ساختار کل بوده و در اين زمينه به همراه مطالعات فراوان ،  بسيار انديشيده ام و به نتايجی هم دست يافته ام.

همواره به بحث کردن علاقه داشته ام و داده های بسياری از اين طريق دريافت  و ارائه کرده ام، از زمانی که خودم رو به عنوان يک فرد در نظر گرفتم به همراهی يک گروه فکر کرده ام که می تواند بسيار مفيد باشد در ايجاد ارتباط و انتقال داده ها برای رفع مشکلات و فرا رفتن که معنای فرهنگ است. ( فرهنگ از دو قسمت "فر" و "هنگ" تشکيل شده که در کل مفهوم "به سوی بهتر حرکت کردن" معنا می دهد.)

 تير ماه  سال 1381 با وبلاگ نويسی و ساختار و عملکرد اون آشنا شدم.  روز اول که وبلاگ زهرا رو که يه دوست لينکش رو برام فرستاده بود  ديدم با وبلاگ های ديگه هم آشنا شدم و دنيايی برای ارتباط رو برای خود، گسترده ديدم و همان روز به ذهنم آمد که اين ساختار می تواند يک راه خوب برای ارتباطات و در نهايت شکل گيری يک گروه باشد. اما هيچ ايده ای در مورد تشکيل گروه خاصی در ذهن نداشتم. بلافاصله وبلاگ خودم رو بر روی سايت شخصی خود راه اندازی کردم. اينو هم بگم که رشته دانشگاهی من مهندسی کامپيوتر بوده و در زمينه طراحی وب هم کار کردم. بنابراين خودم برنامه وبلاگ خودم رو نوشتم.

در حين اينکه مطالب خودم رو در وبلاگ شخصی خودم می نوشتم ، مطالب نوشته شده در وبلاگ های ديگه رو هم می خوندم و نظرم رو براشون می نوشتم و با نويسندگان وبلاگ ها آشنا می شدم. اين آشنايی ها منجر به ديدارهای گروهی وبلاگ نويس ها شد که سه بار به اين ديدارها دعوت شدم و حضوری با نويسندگان اين وبلاگ ها آشنا شدم. اما در اين ديدارهای گروهی وبلاگ نويس ها مطالب سودمندی مبادله نمی شد و بيشتر به هم نگاه می کردند و از هم می پرسيدند" اِ شما نويسنده فلان وبلاگ هستی ،  من خوندمش ، من همونی هستم که برات فلان پيغام رو نوشتم!" و کمی با هم صحبت می کردن و آدرس های وبلاگ ها رد و بدل می شد. در اين ديدارها سود و فايده خاصی رو نديدم به جز اينکه چند نفری دختر و پسر با هم آشنا می شدند که منجر به ازدواج هايی هم شد.

من دنبال همراهانی بودم که برای هم سود و فايده پايه ای داشته باشند. يکی از مطالب من در مورد آسيب ذهنی  بود که می تونم بگم پايه ای بود برای اعلام وجود مشکلات ذهنی در جامعه و مطلب کوزه ذهن روشی کلی رو برای مقابله با اون آسيب به طور نمادين بيان می کرد. مطلبی رو نوشتم  با عنوان غر زدن که اعلامی بود برای اينکه بايد عمل کرد. همانطور که گفتم در حين نوشتن مطالب خودم با نويسندگان وبلاگ های ديگه هم ارتباط رو ايجاد کرده بودم و در واقع اين مطلب من خطاب به همه بخصوص دوستان وبلاگ نويس بود. سپس برای شروع عملی کردن همراهی دوستان، مطلب مبارزه ( نهضت خوبان) رو نوشتم. کسی از دوستان وبلاگ نويس يا دوست ديگری برای اين شروع، اعلام همراهی نکرد. به دوستی که ديدارهای گروهی وبلاگ نويس ها رو ترتيب داده بود نامه ای نوشتم و تقاضای همراهی کردم برای جمع کردن دوستان که در اين مورد خاص صحبت کنيم. اين دوست وبلاگ نويس تقاضای من رو رد کرد و اعلام کرد که به اين فعاليت ها اعتقادی نداره و اعتقاد داره که  نتيجه ای نمی شه گرفت. بعد از دو بار رد و بدل کردن نامه با ايشان به نتيجه مورد نظرم نرسيدم و از ايشان به خاطر پاسخ به نامه ها تشکر کردم و تصميم گرفتم که به تنهايی آغاز کنم.
 

در اين نوشته در مورد لزوم نياز وجود اين گروه  و هدف گروه توضيحی نمي نويسم فقط به چند جمله اشاره می کنم؛

 " بياييد از خود شروع کنيم" ، " هدف، ارتقا خود  در جمع است" ، " گروه بهانه ای است برای ارتباط  و ارتقا"

در مورد چرايی و چيستی و چگونگی گروه در نشست آشنايی که برای درخواست کنندگان همراهی گروه برگزار می شود به کمال توضيح داده می شود.

برگرديم به ادامه روند شکل گيری گروه؛

از تير ماه سال 1382 که مطلب مبارزه ( نهضت خوبان) رو نوشتم شروع کردم برای شناسايی دوستان وبلاگ نويسی که مطالب مفيد و نه روزمره می نوشتند. دوستانی هم بودند که در مورد روزمرگی می نوشتند اما اون رو تحليل می کردند و سودمند بود. آبان ماه سال 1382 مطلبی نوشتم با عنوان همايش برای جمع کردن نيروی خوبان و اعلام کردم که دوستانی که مايل هستند در همايش تشکيل گروه شرکت کنند پيغام بگذارند.

از 25 نفر از نويسندگان وبلاگ که شناسايی کرده بودم و چند نفری که اعلام آمادگی خود رو در پاسخ به نوشته من اعلام کرده بودند با يک نامه برای همايش دعوت کردم. برای همايش پنج شنبه 13 آذر 1382 برنامه منظمی تدوين کردم ، در نامه دعوت ،  توضيحی در مورد هدف اين همايش و  برنامه همايش و آدرس وبلاگ ها و ايميل های دعوت شدگان را برای همه دعوت شدگان ارسال کردم تا قبل از همايش با برنامه و با هم آشنا بشند. در 6 صفحه مطلبی تهيه کردم که توضيحی مقدماتی در مورد چرايی و چيستی و چگونگی گروه بود.

پنج شنبه 13 آذر ماه سال 1382 باران زيبا و شديدی می باريد. ساعت 4 دم در يک کافی شاپ واقع در ميدان هفت تير ، منتظر دوستان بودم تا به سر ميز همراهيشان کنم. با صاحب کافه صحبت کرده بودم و ميزها روآماده کرده بودند. 8 نفر از دعوت شدگان در همايش حاضر شدند، تک به تک به سر میز همراهيشان کردم تا با ديگر دوستان آشنا بشوند و به دم در برگشتم. طبق برنامه ساعت 4:30 صحبت خودم رو شروع کردم .  نگرش و طرح خود رو در مورد گروه توضيح دادم که پايه ای ترين سخن اين بود که "عامل اصلی در يک جامعه فرهنگ است و تمام مسائل ديگر از طريق فرهنگ شکل صحيح خود را پيدا می کنند." و سخنان ديگر و طرح تشکيل گروه بر اين اساس پايه ريزی شد و تاکيد شد که "جامعه از افراد تشکيل شده و اگر تک تک افراد جامعه در جهت ارتقا خود تلاش کنند جامعه ارتقا پيدا می کند." ..." گروه برای فعاليت و تمرين برای ارتقا شخصی خود تشکيل می شود." ... " وجود گروه می تواند يک نتيجه يا هدف جانبی هم داشته باشد و آن اشاعه فرهنگ از خود شروع کردن است."....

در پايان همایش دو نفر از دعوت شدگان برای تشکیل گروه اعلام آمادگی کردند و بلافاصله از هفته بعد چهارشنبه ها نشست های هفتگی گروه  آغاز شد. در ابتدا قرار بر این شد که با برنامه قبلی بدون هماهنگی مجدد ساعت 5 در مکان مورد نظر حاضر شویم و اگر دوست دیگری آمد صحبت کنیم و اگر نیامد تا ساعت 6 منتظر شده و سپس مکان را ترک کنیم. اما نشستی نبود که به تنهایی تا ساعت 6 منتظر بمانیم و بلافاصله در هفته های بعد دوستان دیگری به ما ملحق شدند . برای تک تک دوستان جدید نشست آشنایی جداگانه برگزار می شد.

 گروه همچنان در مرحله شکل گیری قرار دارد و دوستانی همراه شده و یا از همراهی، انصراف می دهند و گروه همچنان پایدار به راه خود پیش می رود. زیرگروه هایی از این گروه جدا شده اند و با کمی تفاوت همین راه را ادامه داده اند همچون قلمه هایی که از یک درخت گرفته می شود، این می تواند به گسترش ایده گروه نیک اندیشان  نیز کمک کند.

اول سال 1387 شورا به دو شورای عالی و شورای اجرایی تفکیک شد و مجمع عمومی شکل گرفت. امید است که افراد بیشتری به روشنی با ساختار گروه آشنا شوند تا شکل گیری گروه پایان یافته و شوراهای  گروه به طور کامل فعال شود و گروه به طور رسمی در جامعه فعالیت خود را آغاز کند.

اينجا به ريشه نام گروه نيز اشاره می کنم ؛  يکی از دوستانی که برای همايش آذر 1382 دعوت شده بود در پيغامی در وبلاگ من که عنوان نيک مرد دارد،  مرا نيک انديش خطاب کرده بود که از اين عنوان برای گروه بهره جستم و گروه را با موافقت دوستان همراه،  نيک انديشان ناميديم. اين نام، نشان از آن دارد که ما همراهان گروه سعی داريم که با نيک انديشی گردهم آييم و انديشه نيک خود را به گفتار و کردار نيک درآوريم.

لازم به ذکر است که اين گروه گرايش مذهبی و قومی و سياسی خاصی ندارد و هرگونه تبليغ عقيدتی و سياسی در اين گروه ممنوع است و فقط در زمينه اجتماع و فرهنگ با بررسی تمام عقايد و مذاهب فعاليت می کند.

نوشته شده در تاريخ هفت آبان ماه 1385 توسط  سينا
به مناسبت  3 سالگی گروه نيک انديشان

 ویرایش شده در 18 آذر 1387